
جایی نوشته بودم که: شعلگی ریشه در زمین داشتن و سر بر آسمان ساییدن است... اما ننوشته بودم که: برای شعله بودن و زبانه کشیدن بلاشک هیزم احتیاج است؛ از جنس ماده. اگر هیزم در ریشه های شعله نباشد هر آینه شعله فرو خواهد نشست... هیزم جانم کم شده است! شلعله ها بالا نمی رود... هرچه زبانه می کشم و هره می کنم باز هم جانم سرد است! جان جانم! هیزمت خواهم داد... تا دوباره بالا بگیری و پروازیدن آغاز کنی! هیزم جان من از جنس کارهای مادی نیمه کاره ام است...رومیزی روبان دوزی که هنوز بعد از سه سال نصفه رها شده! دستکش فینگر لس زرشکی و مشکی پشمی، که به دوستِ جانم وعده داده شده بود و دست م...
ادامه مطلب