_: چرا طلاهاتو نمی ندازی؟! تو که طلا کم نداری؟
_: مامان سختم میشه! سبک نیستم. نمی ذاره بپرم...تازه همونا رو هم می خوام بفروشم بدم این و اون...برگشت دوباره دستم؛ سکه می خرم که لازم شد بازم بتونم بفروشم...اگرم این جوز چیزا لازم داشتم یا نقره می خرم یا بدل..همونا هم همین کارو می کنه...
_: لبخند...
پ.ن: از دوستم بود.
پ.ن: بیقرارم! شلعه وجودم هی می رقصه و هی و به سمت بالا زبانه می کشه! بی قرارم!
پ.ن: التماس دعای فراوان...
برچسب: طلا گلزار,طلال مداح,طلال مارديني,طلا,طلال الرشيد,طلاق,طلال سلامة,طلال الساته,طلا و مس,طلا نیوز,
نویسنده: آرین امیری